851 مدخل
قیف، قپی، قمپز مشگل کذاشتن روی کار
(اِ قُ) انتقاد کردن، ایراد یا بهانه آوردن.
گیر، شرط، گرفتاری
آن زن سنگين شد
بردارد
نازل کردم
نازل کردي
انقلاب فرهنگی
انقلابی
انقلابیون
زير و رو ودگرگون شد-ﭐنقَلَبَ علي وجهه: روبرگرداند