انقطاعفرهنگ مترادف و متضاد۱. انفصال، جدایی ۲. بریدگی، پارگی، گسستگی، گسیختگی ۳. انشقاق، قطع ۴. فروکش ≠ اتصال، پیوستگی، وصل
انقطاعیلغتنامه دهخداانقطاعی . [ اِ ق ِ ] (ص نسبی ) منسوب به انقطاع .- نکاح انقطاعی ؛ متعه . (یادداشت مؤلف ).
انقطاعیلغتنامه دهخداانقطاعی . [ اِ ق ِ ] (ص نسبی ) منسوب به انقطاع .- نکاح انقطاعی ؛ متعه . (یادداشت مؤلف ).