25 فرهنگ

1582 مدخل


انقطاع

'enqetā'

قطع شدن؛ بریده شدن؛ گسستن.

گسست

۱. انفصال، جدایی
۲. بریدگی، پارگی، گسستگی، گسیختگی
۳. انشقاق، قطع
۴. فروکش ≠ اتصال، پیوستگی، وصل

discontinuance, gap, interruption