انقراضلغتنامه دهخداانقراض . [ اِ ق ِ ] (ع مص ) رفتن و درگذشتن ، یقال انقرض القوم ؛ اذا درجوا و لم یبق منهم احد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بریده شدن . به آخر
انقراض پسزمینهایbackground extinctionواژههای مصوب فرهنگستانانقراض با آهنگی طبیعی که صرفاً ناشی از عوامل زیستمحیطی است
انقراض کاملtrue extinctionواژههای مصوب فرهنگستاناز بین رفتن همة افراد یک آرایه بدون اینکه از آنها زادگانی باقی بماند
انقراض محلیextirpation, local extinctionواژههای مصوب فرهنگستانناپدید شدن یک جمعیت یا گونه از یک محدوده یا ناحیه
خطر انقراضextinction riskواژههای مصوب فرهنگستانخطر مواجه شدن یک گونه با انقراض نابهنگام که با بیان احتمال انقراض آن در مدت زمانی مشخص تعریف میشود