انفیهلغتنامه دهخداانفیه . [ اَ ی َ / ی ِ ] (ع اِ) هر دارویی که به بینی کشند. (ناظم الاطباء). مجموعه ای از داروهای معطر و مخدر و عطسه آور که آن را گاه در بینی کنند و از آن احساس ن
انفیهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگردی قهوهایرنگ و مکیف و عطسهآور که باعث تحریک غشای بینی میشود و جریان اشک را زیاد میکند.
انفیةلغتنامه دهخداانفیة. [ اَ فی ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث انفی (منسوب به انف ، مربوط به بینی ). (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به انفیه و انفیه دان شود.
انفیه دانلغتنامه دهخداانفیه دان . [ اَ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) قوطی انفیه . (ناظم الاطباء). جای تنباکو و اجزاء دیگر که بعضی برای تری دماغ به بینی کشند . (یادداشت مؤلف ).
انفیه دانلغتنامه دهخداانفیه دان . [ اَ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) قوطی انفیه . (ناظم الاطباء). جای تنباکو و اجزاء دیگر که بعضی برای تری دماغ به بینی کشند . (یادداشت مؤلف ).
انفیةلغتنامه دهخداانفیة. [ اَ فی ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث انفی (منسوب به انف ، مربوط به بینی ). (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به انفیه و انفیه دان شود.