انفعالاتلغتنامه دهخداانفعالات . [ اِ ف ِ ] (ع مص ، اِ) ج ِ انفعال . || (اصطلاح فلسفه ٔ قدیم ) کیفیاتی که بوسیله ٔ یکی از حواس حاصل می شود اگر راسخ باشد مانند زردی طلا، انفعالیات و ا
انفعالاتفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ ع . ] (اِمص .) جِ انفعال . 1 - تأثرات . 2 - نفسانیاتی که اساس آن ها لذت دایم است .
انفعالیاتلغتنامه دهخداانفعالیات . [ اِ ف ِ لی یا ] (ع ص ، اِ) ج ِ انفعالیه . || (اصطلاح فلسفه ٔ قدیم ) کیفیات محسوسه ای که راسخ باشد مانند زردی طلا. یاء در انفعالیه برای تأکید و مبا
غم و اندوهواژهنامه آزادمحور همه انفعالات این گونه است که وقتی انسان، مطلوبی دارد هنگامی که مطلوبش تحقق پیدا کرد حالتی به نام شادی، خشنودی و امثال این تغییرات، برای انسان پدید می آید و
برقاشیمیلغتنامه دهخدابرقاشیمی . [ ب َ ] (اِ مرکب ) (از: برق + الف + شیمی ) قسمتی از علم شیمی درباب روابط فعل و انفعالات شیمیائی و برق . ازجمله ٔ مسائل موضوع بحث برقاشیمی میتوان تولی
پیلفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) دستگاهی که نیروی حاصل از فعل و انفعالات شیمیایی را به صورت الکتریستة جاری درمی آورد.
زیباشناسیلغتنامه دهخدازیباشناسی . [ ش ِ ] (حامص مرکب ) زیبایی شناسی . شناختن زیبایی و آن رشته ای است از روانشناسی . هدف زیباشناسی شناسانیدن جمال و هنر است و آن درباره ٔ مجموعه ٔ انفع