۱. منفصل شدن؛ جدا شدن؛ جدایی؛ گسستگی.
۲. برکنار شدن از کار و شغل.
ناپیوستگی، جدای
۱. انفکاک، تجزیه، جدایی، فصل، گسستگی
۲. مفارقت
۳. برکناری، خلع، عزل
۴. انقطاع، گسیختگی ≠ اتصال
detachment, discontinuity, disunion, separateness, separation, severance