انفساخلغتنامه دهخداانفساخ . [ اِ ف ِ ] (ع مص ) برانداخته شدن آهنگ و بیع و نکاح و جز آن . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ). شکسته شدن بیع و عزم و زواج . (از اقرب الموارد): ا
انفساخفرهنگ انتشارات معین(اِ فِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) برانداخته شدن ، به هم خوردن ، برهم زده شدن (عقد بیع یا نکاح ). 2 - کار باز افتادن . 3 - (اِمص .) بهم خوردگی ، باز افکندگی .
انتساخلغتنامه دهخداانتساخ . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نوشتن و نسخه گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نسخه گرفتن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). نسخت گرفتن . (تاج ال
انساخلغتنامه دهخداانساخ . [ اِ ] (ع مص ) نویسانیدن ، یقال : انسخه الکتاب فنسخه . || منسوخ یافتن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ).
انفسادلغتنامه دهخداانفساد. [ اِ ف ِ ] (ع مص ) تباه شدن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و قیل لایقال انفسد علی انفعل . (ناظم الاطباء).
انفساقلغتنامه دهخداانفساق .[ اِ ف ِ ] (ع مص ) بیرون آمدن رطب از پوست . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ): انفسقت الرطبة عن قشرها؛ بیرون آمد رطب از پوست آن . (از اقرب الموار
انتساخلغتنامه دهخداانتساخ . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) نوشتن و نسخه گرفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نسخه گرفتن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). نسخت گرفتن . (تاج ال
انساخلغتنامه دهخداانساخ . [ اِ ] (ع مص ) نویسانیدن ، یقال : انسخه الکتاب فنسخه . || منسوخ یافتن .(منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (تاج المصادر بیهقی ).
انفسادلغتنامه دهخداانفساد. [ اِ ف ِ ] (ع مص ) تباه شدن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و قیل لایقال انفسد علی انفعل . (ناظم الاطباء).