انفاشلغتنامه دهخداانفاش . [ اِ ] (ع مص ) شب به چرا ماندن ستور را. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). شب بچرا گذاشتن گوسفند و شتر را. (از اقرب الموارد). به چرا گذاشتن گو
آنفاًلغتنامه دهخداآنفاً. [ ن ِ فَن ْ ] (ع ق ) الاَّن . اکنون . (مهذب الاسماء). هم اکنون . دیگربار. پیش ترک از. اخیراً. سالفاً. اندکی پیش .
encapsulatesدیکشنری انگلیسی به فارسیانباشته می شود، در محفظهای قرار دادن، بصورت کپسول دراوردن، در کپسول گذاردن