انعواءلغتنامه دهخداانعواء. [ اِ ع ِ ] (ع مص ) خمیدن و پیچیده شدن کمان و حلقه ٔبینی شتر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از آنندراج ). انعطاف . (از اقرب الموارد). || و نیز مطاوعه عو
ارعواءلغتنامه دهخداارعواء. [ اِ ع ِ ] (ع مص ) بازایستادن . (زوزنی ). بازایستادن از بدی و نادانی . (منتهی الأرب ). کشیده شدن از جهل . || پشیمان شدن بر ترک چیزی . (منتهی الأرب ).
انتواءلغتنامه دهخداانتواء. [ اِت ِ ] (ع مص ) آهنگ کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). نیت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). قصد کردن . (از اقرب الموارد). || اقامت نمودن . (
انزواءلغتنامه دهخداانزواء. [ اِ زِ ] (ع مص ) دور شدن و زاویه گرفتن .(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یک سو شدن و فراهم آمدن و گوشه گرفتن . (آنندراج ). واهم آمدن و بیکسو شدن . (تا
انضواءلغتنامه دهخداانضواء. [ اِ ض ِ ] (ع مص ) مایل شدن بسوی چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فراهم آمدن بسوی چیزی . (از اقرب الموارد). گرد آمدن . جمع شدن . (یادداشت مؤلف ).
انشواءلغتنامه دهخداانشواء. [ اِ ش ِ ] (ع مص ) بریان شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ).
منعویلغتنامه دهخدامنعوی . [ م ُ ع َ ] (ع ص ) خمنده وپیچیده شونده . (آنندراج ). خمیده و پیچیده شده . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انعواء شود.
ارعواءلغتنامه دهخداارعواء. [ اِ ع ِ ] (ع مص ) بازایستادن . (زوزنی ). بازایستادن از بدی و نادانی . (منتهی الأرب ). کشیده شدن از جهل . || پشیمان شدن بر ترک چیزی . (منتهی الأرب ).
انتواءلغتنامه دهخداانتواء. [ اِت ِ ] (ع مص ) آهنگ کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)(آنندراج ). نیت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). قصد کردن . (از اقرب الموارد). || اقامت نمودن . (
انزواءلغتنامه دهخداانزواء. [ اِ زِ ] (ع مص ) دور شدن و زاویه گرفتن .(از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یک سو شدن و فراهم آمدن و گوشه گرفتن . (آنندراج ). واهم آمدن و بیکسو شدن . (تا
انضواءلغتنامه دهخداانضواء. [ اِ ض ِ ] (ع مص ) مایل شدن بسوی چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فراهم آمدن بسوی چیزی . (از اقرب الموارد). گرد آمدن . جمع شدن . (یادداشت مؤلف ).