انعطافناپذیریrigidityواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ویژگی شخصیتی که برحسب آن فرد در مقابل هرنوع تغییر بهشدت مقاومت میکند
بستهبندی انعطافپذیرflexible packagingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بستهبندی برای جلوگیری از آسیبدیدگی محتوای بسته که قابلیت تغییرشکل در هنگام جابهجایی را دارد
روسازی انعطافپذیرflexible pavementواژههای مصوب فرهنگستانهر نوع روسازی که در لایههای سازندۀ آن بتن به کار نرفته باشد
سوزن انعطافپذیرtrailable pointواژههای مصوب فرهنگستانسوزنی که در آن ماشین سوزن امکان حرکت قطار از پشت سوزن را بهنحوی فراهم میکند که علیرغم تنظیم سوزن در جهت مخالف، آسیبی متوجه دستگاه و تجهیزات نشود
تمامخواهیtotalismواژههای مصوب فرهنگستانسازماندهی خودپنداره بهنحویکه دارای مرزهای مستبدانه و انعطافناپذیر باشد
جمودفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [مجاز] انعطافناپذیری؛ بینرمشی.۲. [مجاز] خشک شدن؛ خشکی.۳. [مجاز] افسرده شدن؛ افسردگی.۴. جامد بودن.
تغییرناپذیرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ابت، پابرجا، قائم، ثابتقدم، پایدار، استوار▼، برقرار▼، پایا، بیتغییر، خشک، شق، سیخ، مغلق، سخت، انحناناپذیر، خمنشدنی، انعطافناپذیر، مقطوع قابلپی
کلهشقفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام شق، سرسخت، یکدنده، قاطع، خودرأی▼، راسخ، مصمم، بددنده، سمج معتاد، محافظهکار، خشک، انعطافناپذیر، فسیل، وسواسی، عادتکرده، کوتهفکر رام
سازشناپذیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تاثیرناپذیر، سرسخت، توصیهناپذیر، نفوذناپذیر، ناسازگار، انعطافناپذیر ≠ سازشپذیر ۲. خشک، لجوج، یکدنده، انعطافناپذیر ≠ انعطافپذیر ۳. مقرراتی