انعطافلغتنامه دهخداانعطاف . [ اِ ع ِ ] (ع مص ) دوتا شدن و بازگردیدن و خم شدن . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). انثناء. (از اقرب الموارد). خم گرفتن و برگردیدن . (غی
انعطاففرهنگ انتشارات معین(اِ عِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) خم شدن ، کج شدن . 2 - (اِمص .) خمیدگی . 3 - (اِ.) خم .
انعطاففرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. قابلیت خم و راست شدن به هر سو.۲. برگشتن؛ بازگردیدن.۳. آمادگی برای سازگاری با محیط، دیگران، یا دشواریها.
انعطاف پذیردیکشنری فارسی به انگلیسیadaptable, accommodating, bendable, elastic, flexible, fluid, limp, supple, whippy