انظارلغتنامه دهخداانظار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نظر. (فرهنگ فارسی معین ). نظرها. دیدها. (آنندراج ). نگاهها.نظرها. نگریستنها. || دیده ها. (ناظم الاطباء). دیده ها. دیدگان . چشمان : از ا
انظارلغتنامه دهخداانظار. [ اِ ](ع مص ) گوش دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). گوش داشتن . (آنندراج ). اصغاء. (یادداشت مؤلف ). || در پس انداختن و زمان دادن . (منتهی الارب ) (ن
انذارلغتنامه دهخداانذار. [ اِ ] (ع مص ) آگاه ساختن و ترسانیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). نَذر. نُذر. نُذُر. نذیر. (منتهی الارب ) . آگاه ساختن و ترسانیدن از عواقب امری
انزارلغتنامه دهخداانزار. [ ] (اِخ ) نام جایی است در ترکستان در نزدیکی رود سیحون . (از حبیب السیر چ سنگی ج 2 ص 10 و 141).
انزارلغتنامه دهخداانزار. [ اِ ] (ع مص ) کم گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
انضارلغتنامه دهخداانضار. [ اِ ] (ع مص ) تازه روی گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). تازه روی کردن . (تاج المصادر بیهقی ). || تازه روی شدن . (ن
انار اﷲ براهینهملغتنامه دهخداانار اﷲ براهینهم . [ اَ رَل ْ لا هَُ ب َ ن َ هَُ ] (ع جمله ٔ دعایی ) برهانها وحجتهای آنان را خداوند بآنان بیاموزاد: این پادشاه بنده پرور... در جهانداری بمکارم خ
انار اﷲ برهانهلغتنامه دهخداانار اﷲ برهانه . [ اَ رَل ْ لا هَُ ب ُ ن َ هَُ ] (ع جمله ٔ دعایی ) برهان و حجت اورا خداوند باو بیاموزاد. (از کلیله و دمنه چ مینوی حاشیه ٔ ص 11): این پادشاه بزرگ
خاج شویانلغتنامه دهخداخاج شویان . (اِخ ) عید کلیسا در ششم ژانویه بیاد ظهور مسیح در انظار بت پرستان . عید اول سال ارامنه و سایر مذاهب ارتودکس که در 24 جدی واقع میشود. (ناظم الاطباء).
نمایش دادنلغتنامه دهخدانمایش دادن . [ ن ُ / ن ِ / ن َ ی ِ دَ ] (مص مرکب ) نشان دادن .در انظار گذاشتن . به چشم مردم کشیدن . تظاهر کردن .
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) (افندی ) الشریف . رئیس تحریرات مدیریة الدهقلیه و یکی از کتاب نظارة داخلیة مصر. او راست : آثار الانظار و مبتکرات الافکار، طبع مصر. و علم
يُدْنِينَفرهنگ واژگان قرآنجلو بکشند - پیش بکشند (در عبارت "يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ " منظور از پیش کشیدن روسری و سر اندازهایشان ، اين است که آن را طوري بپوشند که زير گلو
ادرارلغتنامه دهخداادرار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ دار. سرای ها : و بناهای مساجد و انشای مدارس و رباطات و قناطرو ادرار و انظار و اوقاف بر علما و سادات و زهاد و ابرار. (تاریخ سیستان ).