25 فرهنگ

490 مدخل


انطباق

'entebāq

موافق شدن؛ برابر شدن؛ یکسان گشتن؛ برابر شدن چیزی با چیز دیگر؛ با شرایط خود را وفق دادن.

برابری، سازش

برابری، وفق، یکسانی

adaptation, coincidence, consistency