انصاللغتنامه دهخداانصال . [ اِ ] (ع مص ) پیکان درنشانیدن در تیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). قرار دادن پیکان در تیر. (از اقرب الموارد). || پیکان از تیر و نیزه بیرون
انساللغتنامه دهخداانسال . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نسل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به نسل شود.
انساللغتنامه دهخداانسال . [ اِ ] (ع مص ) زادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بچه آوردن . (از اقرب الموارد). || فروافتادن پشم و افکندن آن را (لازم و متعدی ). (منتهی ا
انثاللغتنامه دهخداانثال . [ اِ ] (ع مص ) بیرون آوردن خاک چاه . (از اقرب الموارد) (از المنجد). || تیر از ترکش بیرون آوردن . (یادداشت مؤلف ).
اصالةًلغتنامه دهخدااصالةً. [ اَ ل َ تَن ْ ] (ع ق ) از طرف خود و از جانب خود. مقابل وکالةً. (ناظم الاطباء). از سوی خود. اصلی و بدون نیابت از کسی . (فرهنگ نظام ).
اتصالاًلغتنامه دهخدااتصالاً. [ اِت ْ ت ِ لَن ْ ] (ع ق ) پیوسته . استمراراً. متوالیاً. علی التوالی . متعاقباً.
fusionsدیکشنری انگلیسی به فارسیاتصالات، ادغام، ذوب، امتزاج، گداختگی، ترکیب و امتزاج، امیزش، ائتلاف یک شرکت با شرکت دیگر
اصالةًلغتنامه دهخدااصالةً. [ اَ ل َ تَن ْ ] (ع ق ) از طرف خود و از جانب خود. مقابل وکالةً. (ناظم الاطباء). از سوی خود. اصلی و بدون نیابت از کسی . (فرهنگ نظام ).