انسدادلغتنامه دهخداانسداد. [ اِ س ِ ] (ع مص ) بسته شدن و بند گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بسته شدن . (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (غیاث اللغات ). |
انسدادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل انسداد، بسته بودن، گرفتگی، بستگی درزگیری، آببندی، بستن راه، سدمَعبر، ممانعت ◄ منع آمبولی، انعقاد، تراکم بستن، انحلال، تعطیلکردن اختناق، فقدان هوا مح
انسداد 1blocking 1واژههای مصوب فرهنگستانعدم امکان برقراری ارتباط یا دریافت خدمات به علت اشغال بودن خطوط و افزارههای ارتباطی
انسداد برخوانیcall blockingواژههای مصوب فرهنگستانخدماتی که در آن مسدودسازی ارتباط، با یک شماره یا گروهی از شمارهها برای مشترک فراهم میآید