انسحابلغتنامه دهخداانسحاب . [ اِ س ِ ] (ع مص ) کشیده شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (تاج المصادر بیهقی ). کشیده شدن بر روی زمین . (از اقرب الموارد). و رجوع به تابع
انتحابلغتنامه دهخداانتحاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سخت گریستن و آواز برداشتن در گریه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بشدت گریستن . (از اقرب الموارد). گریستن بآواز بلند. زا
انسابلغتنامه دهخداانساب . [ اِ ] (ع مص ) سخت وزیدن باد و برداشتن آن خاک و سنگریزه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
انسابلغتنامه دهخداانساب . [اَ ] (ع اِ) ج ِ نَسَب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (دهار). نسبها و نژادها. (غیاث اللغات ). پشتها. (از یادداشتهای لغت نامه ) : چون
منسحبلغتنامه دهخدامنسحب . [ م ُ س َ ح ِ] (ع ص ) کشیده شونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). کشیده شده بر زمین . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).- منسحب شدن ؛ کشیده شدن : چون برآ
تابعلغتنامه دهخداتابع. [ ب ِ ] (ع ص )پس رو و چاکر. ج ، تبع. (منتهی الارب ). || پس رونده . لاحق . پیرو. فرمانبردار. مطیع. خادم . مقابل متبوع : زامل . پس رو و تابع. (منتهی الارب )
انتحابلغتنامه دهخداانتحاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سخت گریستن و آواز برداشتن در گریه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بشدت گریستن . (از اقرب الموارد). گریستن بآواز بلند. زا
انسابلغتنامه دهخداانساب . [ اِ ] (ع مص ) سخت وزیدن باد و برداشتن آن خاک و سنگریزه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
انسابلغتنامه دهخداانساب . [اَ ] (ع اِ) ج ِ نَسَب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (دهار). نسبها و نژادها. (غیاث اللغات ). پشتها. (از یادداشتهای لغت نامه ) : چون