25 فرهنگ

5729 مدخل


انسجام

'ensejām

۱. منظم شدن و با هم جور شدن.
۲. روان بودن کلام و عاری بودن آن از تعقید و تکلف و تصنع.
۳. مستحکم شدن؛ استوار شدن؛ استواری.

هماهنگ

coherence, coherency, cohesion, continuity