اندیکلغتنامه دهخدااندیک . [ اَ ] (ق ) لفظی است از کلمات تمنی که در عربی لیت و لعل و عسی گویند یعنی «باشد که » و «بود که » و «باید که ». (برهان قاطع) (از هفت قلزم ). لفظی است از ک
اندیکفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. باشد که؛ بُوَد که؛ شاید که: ◻︎ گر بوستان ز باد خزان زرد شد رواست / اندی که سرخ ماند روی خدایگان (عنصری: ۳۴۴).۲. زیرا که: ◻︎ گر خوار شدم سوی بت خویش روا باد /
اندیکانلغتنامه دهخدااندیکان . [ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش دورود شهرستان بروجرد با 181 تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
اندیکاتورلغتنامه دهخدااندیکاتور. [ اَ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) دفتری که در ادارات خلاصه ٔ نامه های فرستاده و رسیده را در آن ثبت کنند. دفتر نماینده .
اندیکاتورفرهنگ انتشارات معین(اَ تُ) [ فر. ] (اِ.) دفتری که خلاصة نامه های فرستاده و رسیده را در آن ثبت کنند، نامه نما (فره ).
اندیکاتورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دفتری که شماره نامههای رسیده و فرستاده در آن ثبت میشود.۲. (شیمی) معرف.
اندیکانلغتنامه دهخدااندیکان . [ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش دورود شهرستان بروجرد با 181 تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات و لبنیات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).
اندیکاتورلغتنامه دهخدااندیکاتور. [ اَ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) دفتری که در ادارات خلاصه ٔ نامه های فرستاده و رسیده را در آن ثبت کنند. دفتر نماینده .
نورآباد اندیکالغتنامه دهخدانورآباد اندیکا. [ دِ اَ ] (اِخ ) دهی است از بخش قلعه زراس شهرستان اهواز، در 8 هزارگزی جنوب غربی قلعه زراس ، در جلگه ٔ گرمسیری واقع است و 96 تن سکنه دارد. رجوع ب