اندکسلغتنامه دهخدااندکس . [ اَ دِ ] (فرانسوی ،اِ) دفتری که شماره ٔ نامه های ثبت شده در دفتر اندیکاتور را با شماره های آن نامه ها در آن ثبت کنند. (فرهنگ فارسی معین ). فهرست . (لغا
اندکسفرهنگ انتشارات معین(اَ دِ) [ فر. ] ( اِ.) = ایندکس : 1 - سبابه ، انگشت شهادت ، انگشتی (چاپ ). 2 - فهرست الفبایی نام ها و موضوع ها و عنوان ها و غیره که معمولاً در آخر کتاب می آید.
اندکسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. فهرست.۲. شمارهای که روی نامههای اداری مینویسند و نامه با آن شماره در دفترهای مخصوص ثبت میشود.۳. = انگشتی
اندکدیکشنری فارسی به انگلیسیglimmer, faint, few, thimbleful, under-, mean, modicum, narrow, negligible, nominal, petty, picayune, piddling, scant, scanty, scruple, shade, slender, slim, sm
نوباوهفرهنگ مترادف و متضاداندکسال، بچه، خردسال، صغیر، طفل، کمسال، کمسن، کودک، نابالغ، نارسیده، نوبر، نوجوان
بچهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندکسال، خردسال، صغیر، طفل، فرزند، کمسال، کمسن، کودک، نابالغ، نارسیده، نوباوه، نوزاد ≠ کبیر ۲. جوان، بالغ ۳. مرد ۴. پیر ۵. همکار، همشاگردی، رفیق ۶. کمتجربه،
خردسالفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندکسال، بچه، بچهسال، صغیر، طفل، کمسال، کمسن، کوچک ۲. کودک، نابالغ، نارسیده، نوباوه ≠ کهنسال
برجدلغتنامه دهخدابرجد. [ ب ُ ج ُ ] (ع اِ) نوعی از گلیم سطبر. (منتهی الارب ). نوعی از گلیم ستبر. (ناظم الاطباء). پوششی است از پشم قرمزو گفته اندکسائی است راه راه و ضخیم که برای خ
بایگانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم یک، مرتبسازی، طبقهبندی، درجهبندی، ردهبندی، دانهبندی، ریزودرشت کردن، دسته کردن، جداسازی، قفسهبندی دستچین، گلچین، انتخاب سیستم عطف، دویی، عطف، ار