اندوختهدیکشنری فارسی به انگلیسیhoard, supply, nest egg, reserved, reserves, reservoir, savings, stockpile, store
اندوختهلغتنامه دهخدااندوخته . [ اَ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) گردکرده و جمعکرده . (مؤید الفضلاء). حاصل شده و یافته شده و کسب شده و بدست آورده شده . (ناظم الاطباء). الفغده . الفنجیده . نه
اندوختهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ذخیره؛ پساندازشده.۲. (بانکداری) پولی که در شرکتها یا بانکها برای احتیاط ذخیره میکنند؛ رزرو.
اندوختهکاهیdishoardingواژههای مصوب فرهنگستانوضعیتی که در آن افراد دارایی یا پول نقد خود را کاهش میدهند و آن را دوباره در اقتصاد فعال میکنند
دانش اندوختهلغتنامه دهخدادانش اندوخته . [ ن ِ اَ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) نعت مفعولی از دانش اندوختن . دانشمند. فاضل و عالم : جهان دیده و دانش اندوخته سفرکرده و صحبت آموخته .سعدی .
جنگل اندوختهreserved forestواژههای مصوب فرهنگستانجنگلی که به اعتبار برخورداری از گونههای خاص گیاهی و جانوری یا شرایط ویژه تحت حمایت قانونی قرار میگیرد