انهالغتنامه دهخداانها. [اِ ] (ع اِ) آگاه کردن . (تاریخ بیهقی ) (آنندراج ). خبر دادن . (غیاث اللغات از منتخب اللغة) : خداوندی که در وحدت قدیمست از همه اشیانه اندر وحدتش کثرت نه م
آنهالغتنامه دهخداآنها. (ضمیر) ج ِ آن . آنان . ایشان . اوشان : گر آنها که می گفتمی کردمی نکوسیرت وپارسا بودمی .سعدی .
انحاءلغتنامه دهخداانحاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نحو. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).راهها و سویها. (از منتهی الارب ). سویها. گوشه ها. (فرهنگ فارسی معین ):
انحاءلغتنامه دهخداانحاء. [ اِ ] (ع مص ) پیش آمدن و متعرض شدن ، یقال : انحی علیه ضرباً؛ ای اقبل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اقبال کردن . (مصادر زوزنی ). ||
انحازلغتنامه دهخداانحاز. [ اِ ] (ع مص ) خداوند شتران ناحز گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). و ناحز شتر سخت سرفه و نحاززده باشد. (آنندراج ).
انحافلغتنامه دهخداانحاف . [ اِ ] (ع مص ) لاغر و نزار گردانیدن ، یقال : انحفه الهم اذا انحله . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نحیف گردانیدن . (از اقرب الموارد). نزار کردن . (تاج ا
انحاللغتنامه دهخداانحال . [ اِ ] (ع مص ) مال دادن . || خاص کردن از مال چیزی جهت کسی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چیزی از مال جهت کسی مخصوص گردانیدن . (از اقرب الموارد). ||
انحاءلغتنامه دهخداانحاء. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ نحو. (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).راهها و سویها. (از منتهی الارب ). سویها. گوشه ها. (فرهنگ فارسی معین ):
انحاءلغتنامه دهخداانحاء. [ اِ ] (ع مص ) پیش آمدن و متعرض شدن ، یقال : انحی علیه ضرباً؛ ای اقبل . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). اقبال کردن . (مصادر زوزنی ). ||
انحازلغتنامه دهخداانحاز. [ اِ ] (ع مص ) خداوند شتران ناحز گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). و ناحز شتر سخت سرفه و نحاززده باشد. (آنندراج ).
انحافلغتنامه دهخداانحاف . [ اِ ] (ع مص ) لاغر و نزار گردانیدن ، یقال : انحفه الهم اذا انحله . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نحیف گردانیدن . (از اقرب الموارد). نزار کردن . (تاج ا
انحاللغتنامه دهخداانحال . [ اِ ] (ع مص ) مال دادن . || خاص کردن از مال چیزی جهت کسی . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). چیزی از مال جهت کسی مخصوص گردانیدن . (از اقرب الموارد). ||