انجاءلغتنامه دهخداانجاء. [ اِ ] (ع مص ) رهانیدن . (منتهی الارب ). (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ترجمان جرجانی مهذب عادل بن علی ) (مصادر زوزنی ). یقال :انجاه اﷲ؛ بر
انجاعلغتنامه دهخداانجاع . [ اِ ] (ع مص ) اثر کردن علف در ستور و سخن و پند در مردم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تأثیر بخشیدن یا پدید آمدن اثر دوا و علف و وعظ و خطا
نجات دادنلغتنامه دهخدانجات دادن . [ ن َ / ن ِ دَ ] (مص مرکب ) رها کردن . آزاد نمودن . خلاص نمودن . (ناظم الاطباء). انجاء. رهانیدن : خاک درگاهت دهد از علت خذلان نجات کاتفاق است این که
پوست باز کردنلغتنامه دهخداپوست باز کردن . [ ک َدَ ] (مص مرکب ) کندن پوست حیوان یا میوه و درخت و دانه و جز آن . پوست کندن . پوست کردن . سلخ (در حیوان ). (دهار). تقشیر . ادم . جزر. (دهار).
برگشتنلغتنامه دهخدابرگشتن . [ ب َ گ َ ت َ ] (مص مرکب ) برگردیدن . رجعت کردن . (ناظم الاطباء). مقابل رفتن . (فرهنگ فارسی معین ). بازگشتن . واگشتن . مراجعت کردن . عودت کردن . عود کر
ذوالنونلغتنامه دهخداذوالنون . [ ذُن ْ نو ] (اِخ ) لقب یونس بن متی یعنی صاحب ماهی یا همدم ماهی - و خداوند ماهی یکی از انبیاء بنی اسرائیل است که مبعوث بر اهل نینوی بود و آنرا صاحب ال
شاخلغتنامه دهخداشاخ . (اِ) شاخه . شغ. شغه . غصن . فرع . قضیب . فنن . خُرص ، خِطر. خَضِر. نجاة. عِرزال . بار.رجوع به بار شود. شاخ درخت . (فرهنگ جهانگیری ) (فهرست ولف ) . فرع در