انتماءلغتنامه دهخداانتماء. [ اِ ت ِ] (ع مص ) نسبت کردن بکسی ، یقال انتمی الیه . (منتهی الارب ). نسبت دادن بکسی . (ناظم الاطباء). بازبستن . (فرهنگ فارسی معین ). نسبت کردن بکسی . (م
ارتماءلغتنامه دهخداارتماء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) افتادن . (منتهی الارب ). || بیکدیگر تیر افکندن . با یکدیگر تیر انداختن و انداخته شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). با همدیگر تیر ا
اشنهیلغتنامه دهخدااشنهی . [ اُن ُ ] (اِخ ) امام صدرالدین محمود اشنهی واعظ، معاصر ابوبکر سعدبن زنگی (623 - 658 هَ . ق .) بود و در علوم اصول و فروع و الهیات و ادبیات عرب دست داشت .
اعتزاءلغتنامه دهخدااعتزاء. [ اِت ِ ] (ع مص ) خود را به کسی نسبت کردن . (منتخب از غیاث اللغات ). خویش را به کسی واخواندن . (از المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). بازبستن و منتسب
انتسابلغتنامه دهخداانتساب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بازبستن خود را به کسی . (ناظم الاطباء). نسبت داشتن به کسی . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). خویشتن را بکسی واخواندن . (مصادر زوزنی ) (تاج
منتمیلغتنامه دهخدامنتمی . [ م ُ ت َ ] (ع ص ) نسبت کننده با کسی و منسوب شونده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ).منسوب شده به کسی . (ناظم الاطباء). آنکه خود را به کسی یا چیزی نسبت کند
حادث شدنلغتنامه دهخداحادث شدن . [ دِ ش ُ دَ] (مص مرکب ) پیش آمدن . روی دادن . اتفاق افتادن . پیداشدن . پدید آمدن . واقع گردیدن . عارض شدن . افتادن . رخ دادن . بنوی پدیدار گشتن . حدو