انتقال رویان یخزدودهfrozen-thawed embryo transfer, FETواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن یک یا چند رویان یخزده پس از یخزدایی به درون زهدان یا لولههای فالوپ منتقل میشود
انتقالدیکشنری فارسی به انگلیسیdevolution, gradation, negotiation, relocation, removal, switch, transfer, transference, transition, transmission
انتقاللغتنامه دهخداانتقال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) از جایی بجایی شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (مجمل اللغه ) (مصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ). از جایی بجایی بگشتن . (از اقرب
انتقالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت انتقال، حمل، حرکت، انتقال اسبابکشی، اثاثکشی، نقلمکان عبور و مرور، گذر اعزام، ارسال▼ اخراج تحرکات، انتقالات، انتقال نیرو تحویل، انتقالملک
اهدای رویانembryo donationواژههای مصوب فرهنگستانانتقال رویان حاصل از کامههایی که به زن گیرنده و همسرش تعلق ندارند
غربالگری ژنشناختی پیشلانهگزینیpreimplantation genetic screeningواژههای مصوب فرهنگستانارزیابی رویانهای تولیدشده به روش برونتنی ازنظر نقصهای ژنی بهمنظور انتقال رویانهای سال م متـ . غربالگری رویان embryo screening
تشخیص ژنشناختی پیشلانهگزینیpreimplantation genetic diagnosis, PGDواژههای مصوب فرهنگستانبررسی خصوصیات تخمک یا تخم یا رویان پیش از انتقال به زهدان و لانهگزینی، با هدف تشخیص تغییرات احتمالی ژنی یا ساختاری یا فامتنی خاص
طبرستانلغتنامه دهخداطبرستان . [ طَ ب َ رِ ] (اِخ ) (از: طبر+ ستان ، مزید مؤخر مکان ) لغتاً بمعنی مکان طبر (تپور) ها. و تپور نام قوم قدیمی ساکن آن ناحیت بوده است . (برهان ). بلادی
قاپ کردنfile transfer protocol 1, FTP 1واژههای مصوب فرهنگستانانتقال رایانهای یک پرونده با قرارداد انتقال پرونده