انتقالیلغتنامه دهخداانتقالی . [ اِ ت ِ ] (از ع ،ص نسبی ) منسوب به انتقال . (از فرهنگ فارسی معین ).- حرکت انتقالی ؛ مقابل حرکت وضعی ، و آن حرکت و گردش سیارات است بدور خورشید.- حرکت
انتقالیفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ ع - فا. ] 1 - (ص نسب .) منسوب به انتقال : چک های انتقالی . 2 - منتقل شده . 3 - (حامص .) تغییر یافتن محل کار یک کارمند و منتقل شدن او از جایی به جای دیگ
انتقالیهلغتنامه دهخداانتقالیه . [ اِ ت ِ لی ی َ/ی ِ ] (ص نسبی ) انتقالی . - حرکت انتقالیه ؛ مقابل حرکت وضعیه . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به انتقالی شود.
اثر انتقالیcarry-over effectواژههای مصوب فرهنگستاناثر انتقالیافتۀ یک تیمار از دورهای به دورۀ دیگر در آزمایشی از مطالعات متقاطع (crossover studies)
انرژی انتقالیtranslational energyواژههای مصوب فرهنگستانانرژی جنبشی ناچرخشی جسم یا سامانه که برابر است با نصف حاصلضرب جرم در مجذور سرعت مرکز جرم
آرشیو انتقالیremoved archivesواژههای مصوب فرهنگستاناسناد یا منابع آرشیوی متعلق به یک کشور که به هر دلیل به کشوری دیگر منتقل شده باشد متـ . آرشیو کوچیده migrated archives آرشیو مصادرهای captured archives
بالۀ انتقالیtransposition flapواژههای مصوب فرهنگستاننوعی بالۀ پوستی، معمولاً چهارگوش، که برای پوشاندن ضایعه به محل جدید منتقل میشود
انتقال بااتصالconnection mode transmission, connection-oriented mode transmissionواژههای مصوب فرهنگستانانتقالی که در آن مداری از ابتدا تا انتهای تماس میان گیرنده و فرستنده برقرار میشود و طرفین ارتباط بهطور اختصاصی از آن استفاده میکنند
انتقال بیاتصالconnectionless mode transmission, connectionless transmissionواژههای مصوب فرهنگستانانتقالی که در آن پیش از برقراری ارتباط یا در حین آن هیچ مدار ثابتی میان گیرنده و فرستنده برقرار نشود
انتقال دوسیمهtwo-wire transmission/ two wire transmissionواژههای مصوب فرهنگستانانتقالی که ازطریق دو سیم صورت میگیرد، مانند زوجسیم تابیده در حلقۀ دسترسی (access loop)