25 فرهنگ

3527 مدخل


انتقاد

'enteqād

۱. بحث کردن دربارۀ مقاله یا کتاب یا اثر هنری به‌طوری‌که خوبی‌ها و بدی‌هایش آشکار شود؛ عیب‌جویی؛ آشکار کردن عیب کسی.
۲. آشکار کردن عیب شعر.
۳. جدا کردن پول خوب از بد.
۴. [قدیمی] نقد گرفتن پول.
۵. [قدیمی] سره گرفتن.
۶. [قدیمی] سره کردن.

خرد هگیری، سخن سنجی، نکوهش، سره کردن

اعتراض، ایراد، ایرادگیری، تنقید، خردهگیری، عیبجویی، نکتهگیری ≠ تمجید

reproof, reproval, subjugation