انتظاریلغتنامه دهخداانتظاری . [ اِ ت ِ ] (ص نسبی ) آنکه انتظار داشته باشد. (آنندراج ) : هر دل ز تو اشک ریز حسرت چون گوشه ٔ چشم انتظاری . طالب آملی (از آنندراج ).|| (حامص ) نگرانی و
اثر انتظاری مشاهدهگرobserver-expectancy effectواژههای مصوب فرهنگستاندستکاری ناخودآگاه دادهها و اطلاعات با هدف رسیدن به نتیجۀ موردنظر
ارزش انتظاریexpected value, EVواژههای مصوب فرهنگستانارزش یا مقدار پیشبینیشدة یک متغیر (تصادفی) اقتصادی در یک زمان مشخص در آینده
نیاز کارمایهای برآوردیestimated energy requirementواژههای مصوب فرهنگستانمیانگین انرژی دریافتی مورد انتظاری که برای حفظ تعادل انرژی در یک شخص بالغ با سن و جنس و وزن و قد و فعالیت بدنی مشخص لازم است متـ . نیاز انرژی برآوردی