انتظارگویش اصفهانی تکیه ای: entezâr / čamberâhi طاری: entezâr/ čeymberahi طامه ای: entezâr طرقی: entezâr کشه ای: entezâr نطنزی: entezâr
انتظاردیکشنری عربی به فارسیصبر کردن , چشم براه بودن , منتظر شدن , انتظار کشيدن , معطل شدن , پيشخدمتي کردن
انتظاردیکشنری فارسی به انگلیسیexpectancy, expectation, Limbo, prospect, suspense, sweat, wait, waiting
انتذارلغتنامه دهخداانتذار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) واجب گردانیدن چیزی بر خود. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || پیمان بستن با کسی . (از منتهی الارب ) (ن