انتضاءلغتنامه دهخداانتضاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برکشیدن شمشیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شمشیر از نیام برکشیدن . (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). || لاغر
انتزاع کردنلغتنامه دهخداانتزاع کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازداشت کنانیدن . || از کار بیرون کردن . (ناظم الاطباء).
انتزاع هندسیgeometric abstraction 2واژههای مصوب فرهنگستانعمل بهکارگیری شکلهای دوبعدی یا سهبعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگهای ناب و یکدست برای شکل بخشیدن به مقولات و مفاهیمی چون انضباط و تعادل و توازن و ساماندهی و حت