انتزاعلغتنامه دهخداانتزاع . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بازداشتن . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ). بازداشتن و امتناع . (از اقرب الموارد). || برکندن و از جای برکشیدن . (منتهی الارب
انتزاعفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) جدا کردن ، کندن . 2 - گرفتن . 3 - (اِمص .) درآوردن جزیی از یک کل . ج . انتزاعات .
انتزاعفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (روانشناسی) فعالیت ذهنی که در آن از مجموع ویژگیهای یک چیز، ویژگی خاصی از آن مورد توجه قرار میگیرد.۲. [قدیمی] برکندن؛ از جای بیرون کشیدن.۳. [قدیمی] برکنده
انتضاءلغتنامه دهخداانتضاء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) برکشیدن شمشیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شمشیر از نیام برکشیدن . (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ). || لاغر
انتزاع کردنلغتنامه دهخداانتزاع کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازداشت کنانیدن . || از کار بیرون کردن . (ناظم الاطباء).
انتزاع هندسیgeometric abstraction 2واژههای مصوب فرهنگستانعمل بهکارگیری شکلهای دوبعدی یا سهبعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگهای ناب و یکدست برای شکل بخشیدن به مقولات و مفاهیمی چون انضباط و تعادل و توازن و ساماندهی و حت
انتزاع کردنلغتنامه دهخداانتزاع کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بازداشت کنانیدن . || از کار بیرون کردن . (ناظم الاطباء).