عنتریلغتنامه دهخداعنتری . [ ع َ ت َ ] (اِخ ) نام وی محمدبن مجلی بن صائغ جزری و کنیه اش ابوالمؤید و شهرتش عنتری است . وی طبیب و حکیم و فلسفه دان و ادیب بودو شعر نیز نیکو می سرود.
عنتریلغتنامه دهخداعنتری . [ ع َ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب به عنتر. کسی که عنتر را به بازی وادارد و از این راه روزی خورد. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عنتر شود. || منسوب به عنترة است
انتریگلغتنامه دهخداانتریگ . [اَ ] (فرانسوی ، اِ) در اصطلاح رمان نویسی ، وقایع و حوادث مختلف که بوسیله ٔ آنها مطلب اصلی پرورانده شود و گره یک قطعه را تشکیل دهد و بیننده را جلب کند
آنتریکفرهنگ انتشارات معین(تِ) [ ازفر. ] ( اِمص .) 1 - تحریک ، توطئه . 2 - ماجرای هیجان انگیز در یک داستان و نمایش یا فیلم که باعث جلب توجه یا علاقه می شود.
انتریکفرهنگ انتشارات معین( اَ ) [ فر. ] (اِ.) وقایع و حوادث مختلفی که به وسیلة آن ها مطلب اصلی پرورانده شود و گره یک قطعه را تشکیل دهد و بیننده را جلب کند و احساسات و عواطف را در او بید
انتریگلغتنامه دهخداانتریگ . [اَ ] (فرانسوی ، اِ) در اصطلاح رمان نویسی ، وقایع و حوادث مختلف که بوسیله ٔ آنها مطلب اصلی پرورانده شود و گره یک قطعه را تشکیل دهد و بیننده را جلب کند