2252 مدخل
برگزیدن؛ بیرون کشیدن و برگزیدن چیزی یا کسی از میان یک مجموعه.
گزینش، گزینه
۱. تعیین، گزینش، گلچین ۲. برگزیدن، گزیدن ≠ انتصاب
choice, option, pick, selection
راي دادن , انتخاب , انتخاب نماينده , گزينش
اختيار , انتخاب , مسودة
برگزیدن
اختر , شاب , فرد , منتخب , منطقي
انتخاب
فصاحة اللسان
election