اناطةلغتنامه دهخدااناطة. [اِ طَ ] (ع مص ) اناطه اناطةً؛ آویخت آنرا. (ناظم الاطباء). آویختن . معلق کردن . (فرهنگ فارسی معین ). تعلیق . (از اقرب الموارد). || اناط البعیر؛ به آماس ن
اناطهفرهنگ انتشارات معین(اِ طِ یا طَ) [ ع . اباطة ] (مص م .) 1 - آویختن ، معلق کردن . 2 - موکول کردن .
اناره ٔ قپانلغتنامه دهخدااناره ٔ قپان . [ اَ رَ ی ِ ق َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رمانه ٔ قپان . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به ناره شود.
أَحاطَهُ عِلْماً بِـدیکشنری عربی به فارسیخبر دادبه او از , اطلاع داد به او از , مطلع کرد او را از , آگاه کرد او را از , را به اطلاع او رساند
اناره ٔ قپانلغتنامه دهخدااناره ٔ قپان . [ اَ رَ ی ِ ق َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رمانه ٔ قپان . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به ناره شود.
surroundدیکشنری انگلیسی به فارسیاحاطه، محاصره، فرا گرفتن، محاصره کردن، محاصره شده، احاطه شدن، محصور کردن