انارشیسملغتنامه دهخداانارشیسم . [ اَ ] (فرانسوی ، اِ) (اصطلاح سیاسی ) طرفداری از هرج و مرج . جانبداری از اغتشاش . || در اصطلاح سیاسی ، مسلکی که سعادت بشر را در نابودی حکومتها و قوان
آنارشیسمفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] ( اِ.) هرج و مرج طلبی ، نوعی فلسفه سیاسی که مبنای آن بر یک جامعة بدون حکومت قرار گرفته است .
آنارشیسمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاندیشهای که سعادت نوع بشر را در معدوم شدن حکومتها و قوانین آنها میداند و از ادارۀ کشور بهوسیلۀ گروههای داوطلب خودگردان جانبداری میکند؛ اقتدارگریزی.
انارشیستلغتنامه دهخداانارشیست . [ اَ ] (فرانسوی ، ص ) (اصطلاح سیاسی ) هرج و مرج طلب . هرج و مرج خواه . || (اصطلاح سیاسی ) آنکه طرفدار اغتشاش و بی نظمی کشور است . (فرهنگ فارسی معین )
آنارشیستفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. طرفدار آنارشیسم.۲. کسی که خواهان ایجاد اغتشاش و بینظمی است؛ هرجومرج طلب.
آنارشیستفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. طرفدار آنارشیسم.۲. کسی که خواهان ایجاد اغتشاش و بینظمی است؛ هرجومرج طلب.
هرج ومرجفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ج، آنارشیسم، بیقانونی، اغتشاش، شورش، بینظمی آش شلهقلمکار، آش شلمشوربا، آش درهمجوش
بیقانونیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نونی، تجاسر، تمرد، سرپیچی فقدان قانون، بینظمی، موج جنایت، آنارشیسم، هرجومرج، لینچ، غارت، غصب، استبداد، زور هیچگرایی، هیچانگاری، نیهیلیسم