انابونلغتنامه دهخداانابون . [ اَ ] (اِخ ) روحانی مصری مخاطب دو نامه از فرفوریوس . (از تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی ص 98). نام او را انابو و انابونا نیز ضبط کرده اند. رجوع به فهر
أَنَابُواْفرهنگ واژگان قرآنپی در پی بازگشتند - پی در پی رجوع کردند ( کلمه انابه به معناي رجوع است . و انابه به سوي خدا به معناي بازگشت به سوي اوست به توبه و اخلاص عمل و اين کلمه از ماده
انابینلغتنامه دهخداانابین . [ اَ ] (اِخ ) نام جایی است از نواحی عکبرا . (از الاوراق ، اخبار الراضی باﷲ و المتقی باﷲ ص 206).
اناتونتنلغتنامه دهخدااناتونتن . [ اَ ت َ ] (مص ) بلغت زند و پازند گذاشتن و نهادن باشد. (برهان قاطع) (آنندراج ). گذاشتن و ترک کردن و نهادن و نشاندن . (ناظم الاطباء) .
انابینلغتنامه دهخداانابین . [ اَ ] (اِخ ) نام جایی است از نواحی عکبرا . (از الاوراق ، اخبار الراضی باﷲ و المتقی باﷲ ص 206).