انابلغتنامه دهخدااناب . [ اَ ] (ع اِ) مشک . (مهذب الاسماء) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نوعی از عطر. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). نوعی از بوی خوش .
عنابلغتنامه دهخداعناب . [ ع َن ْ نا ] (ع ص ، اِ) انگورفروش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). فروشنده ٔ انگور. (از اقرب الموارد).
عنابلغتنامه دهخداعناب . [ ع ُ ] (اِخ ) رودباری است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام وادیی است . (ناظم الاطباء).
عنابلغتنامه دهخداعناب . [ ع َن ْ نا ] (اِخ ) نام والد حریث بنهابی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). از اعلام است . (ناظم الاطباء).
عنابلغتنامه دهخداعناب . [ ع ُ ] (اِخ ) کوهی است به راه مکه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کوه دایره شکل و بسیار مرتفعی است که چیزی در آنجا نمی روید. و گویند، کوهی ا
عنابلغتنامه دهخداعناب . [ ع ُ ] (اِخ ) نام اسب مالک بن نُوَیرة. (منتهی الارب ) (آنندراج ). نام اسبی . (ناظم الاطباء).
أَنَابَفرهنگ واژگان قرآنپی در پی بازگشت - پی در پی رجوع کرد ( کلمه انابه به معناي رجوع است . و انابه به سوي خدا به معناي بازگشت به سوي اوست به توبه و اخلاص عمل و اين کلمه از ماده نوب
أَنَابُواْفرهنگ واژگان قرآنپی در پی بازگشتند - پی در پی رجوع کردند ( کلمه انابه به معناي رجوع است . و انابه به سوي خدا به معناي بازگشت به سوي اوست به توبه و اخلاص عمل و اين کلمه از ماده
انابتلغتنامه دهخداانابت . [ اَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از بخش بردسکن شهرستان کاشمر با 683 تن سکنه . آب آن از قنات و محصول آن پنبه ، زیره و گاورس است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9)
أَنَابَفرهنگ واژگان قرآنپی در پی بازگشت - پی در پی رجوع کرد ( کلمه انابه به معناي رجوع است . و انابه به سوي خدا به معناي بازگشت به سوي اوست به توبه و اخلاص عمل و اين کلمه از ماده نوب
أَنَابُواْفرهنگ واژگان قرآنپی در پی بازگشتند - پی در پی رجوع کردند ( کلمه انابه به معناي رجوع است . و انابه به سوي خدا به معناي بازگشت به سوي اوست به توبه و اخلاص عمل و اين کلمه از ماده