انلغتنامه دهخداان . [ اَ] (پیشوند) مرکب از اَ (علامت نفی ) + ن (حرف واسطه ) در کلماتی مانند: انوشه ، انیران . (یادداشت مؤلف ).
انلغتنامه دهخداان . [ َِن ] (پسوند) نون ماقبل مکسور. مانند این (َین ) نسبت را میرساند، مانند: ریخن ، رشکن ، ریمن ، چرکن . و در یادداشت مؤلف آمده است : «ان » در لفجن ، ریخن ،
انلغتنامه دهخداان . [ اَ ] (اِ) بلغت زندو پازند، مادر. والده . (از برهان قاطع) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) . || هرگاه در آخر کلمه آرند افاده ٔ فاعلیت کند، مانند افتان و خیزان
انلغتنامه دهخداان . [ اَ ] (اِ)در تداول عامیانه ، گه . پلیدی . نجاست . فضله ٔ آدمی و جانوران دیگر. (یادداشت مؤلف ). و رجوع به عن شود.
انلغتنامه دهخداان . [ اَ ] (ع حرف ) حرف مصدری است و فعل مضارع را در دو مورد نصب میدهد، نخست در ابتداء کلام مانند «ان تصوموا خیر لکم » (قرآن 184/2) که در محل رفع است . دوم بعد
آندیکشنری فارسی به انگلیسیinstant, its, t'other, that, tother, moment, point, second, split second, trice, twinkle, twinkling, whom, wink, yonder
إِنفرهنگ واژگان قرآناگر- حرف نفي (دراين صورت بعد از آن إلّا يا لمّا مي آيد) - محققاً (در این مورد مخفف إنَّ می باشد مانند "وَإِن يَکَادُ ﭐلَّذِينَ کَفَرُواْ لَيُزْلِقُونَکَ بِأَبْص
إِنِفرهنگ واژگان قرآناگر- حرف نفي (دراين صورت بعد از آن إلّا يا لمّا مي آيد)(درجمله "إِنِ ﭐسْتَطَعْتُمْ " چون دو ساکن به هم رسيده اند نون کسره گرفته است)