ام رومانلغتنامه دهخداام رومان . [ اُم ْ م ِ ] (اِخ ) دختر عامربن عویمر از صحابیات و همسر ابوبکر خلیفه ٔ اول و مادر عایشه بود که در زمان حیات پیغمبر درگذشت . پیغمبر بر وی نماز گزارد
املغتنامه دهخداام . [ اَ ] (پیشوند) اَن . علامت سلب است در مثال امرد و انبره بمعنی شتر بی مو، مثل این است که یکی سلب مرد و دیگری سلب بَرَگی است . (یادداشت مؤلف ).
املغتنامه دهخداام . [ اَ ] (ع حرف ربط) بمعنی یای تردید. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). حرف عطف است ومعنی آن استفهام ، و استعمال آن بر دو وجه است یکی آنکه با الف استفهام باشد بمعنی
املغتنامه دهخداام . [ اَ / ََم ْ ] (ضمیر) ََم . ضمیر متکلم است و مرکب استعمال کنند، همچون جامه ام و خامه ام ؛ یعنی جامه ٔ من و خامه ٔ من . (انجمن آرا) (آنندراج ) (هفت قلزم ).
رومانلغتنامه دهخدارومان . (اِخ ) نام فرشته ای که در قبر بر مرده ورود می کند و روی آن مانند آفتاب می درخشد. (ناظم الاطباء).- ام رومان ؛ مادر عایشه رضی اﷲ عنهما. (آنندراج ).
عائشةلغتنامه دهخداعائشة. [ ءِ ش َ ] (اِخ ) عایشة (وفات : 58 - 59 هَ . ق .) وی دختر ابوبکر و از زنان رسول خدا (ص ) است . کنیت او ام عبداﷲ و مادر وی ام رومان دختر عمیربن عامربن دهم
جدریونلغتنامه دهخداجدریون . [ ] (اِخ ) اهل جدره راگویند که در طرف شرقی دریای طبریه واقع است . (مرقس 5: 1 و لوقا8: 26، ملاحظه در جرجیان و جدره ). همان ام قیس یا مگیس است که بمسافت
قبرسلغتنامه دهخداقبرس . [ ق ُ رُ /ق ِ رِ ] (اِخ ) جزیره ای است بزرگ در روم و در این جزیره فوت کرد ام ّ حرام دختر ملحان . (منتهی الارب ). جزیره ٔ مثلث شکل بزرگ حاصل خیزی است که د
بطلمیوس ششملغتنامه دهخدابطلمیوس ششم . [ ب َ ل َ س ِ ش ِ ش ُ ] (اِخ ) فیلومتور ، یا فیلومتر بمعنی محب الام ؛ مادردوست . از 181 تا 149 ق .م . زندگی میکرد. (ناظم الاطباء). محب الام سی و پ