امیللغتنامه دهخداامیل . [ اَ ] (ع اِ) کوه ریگ که درازی آن بقدر یک روز راه و عرض آن یک گره باشد، یاپشته ٔ ریگ . ج ، اُمُل . || (اِخ ) نام جایی است . (از ناظم الاطباء).
امیللغتنامه دهخداامیل . [ اِ ] (اِخ ) ازاعلام فرنگی و نام کتاب نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی ، ژان ژاک روسو است . رجوع به روسو (ژان ژاک ) شود.
امیللغتنامه دهخداامیل . [ اَ ] (اِخ ) یوم الامیل ؛ جنگی که در آن بسطام بن قیس کشته شد، و آنرا یوم الحسن و یوم فلک الامیل نیز گویند. (از مجمع الامثال میدانی ).
امیللغتنامه دهخداامیل .[ اَ ی َ ] (ع ن تف ) گراینده تر. مایل تر. (یادداشت مؤلف ). میل کننده تر. (آنندراج ). || (ص ) کج . (منتهی الارب ) (آنندراج ). کج ، از بناء و جز آن . (از ا
عمیللغتنامه دهخداعمیل . [ ع َ ] (ع ص ، اِ) عامل و کارگزار و تحصیلدار. (ناظم الاطباء). || آنکه در تجارت با او داد و ستد کنی و او نیز با تو داد و ستد کند. (از المنجد). || وکیل و ن
امیل اوژیهلغتنامه دهخداامیل اوژیه . [ اِ اُ ی ِ ] (اِخ ) (1820 - 1889 م .) نویسنده ٔ فرانسوی که در تآترنویسی رقیب الکساندر دومای کوچک بود. آثارش حاوی نکات اخلاقی و اجتماعی است . از تآ
امیل زولالغتنامه دهخداامیل زولا. [ اِ زُ ] (اِخ ) (1840 - 1902 م .) نویسنده ٔ فرانسوی اصلاً ایتالیائی بود. دوره ٔ جوانی او بفقر گذشت . سرانجام از نویسندگی توانگرشد. وی در آثار خود حی
امیلازلغتنامه دهخداامیلاز. [ اَ ] (فرانسوی ، اِ) از انواع دیاستازهاست . (از گیاه شناسی ثابتی ص 108).