امکاناتلغتنامه دهخداامکانات . [ اِ ] (ع اِ) ج ِ امکان : با جمیع امکانات . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به امکان شود.
امکانات رفاهیamenityواژههای مصوب فرهنگستانخدمات یا امکانات یا اقلامی که برای راحتی و آسایش مهمانان، بدون دریافت هزینة بیشتر، به آنها عرضه میشود
امکانات واپایی حریقfire control improvementsواژههای مصوب فرهنگستانتمام سازههایی که برای مهار حریق آماده و به کار گرفته میشود
امکاناتنماییtotal asset visibilityواژههای مصوب فرهنگستانارائۀ اطلاعات بههنگام و دقیق دربارۀ موقعیت و تحرکات و وضعیت و هویت واحدها و نفرات و تجهیزات و تدارکات نیروهای خودی
availabilitiesدیکشنری انگلیسی به فارسیامکانات موجود، دسترسی، دسترس پذیری، فراهمی، قابلیت استفاده، چیز مفید و سودمند، شخص مفید
نُمَکِّنَفرهنگ واژگان قرآنامکانات می دهیم (کلمه مکان به معناي قرارگاه هر چيز است از زمين ، و معناي امکان و تمکين ،قرار دادن در محل است . و چه بسا ، که کلمه مکان و مکانت به استقرارگاه امو