امپراتورلغتنامه دهخداامپراتور. [ اِ پ ِ ] (لاتینی ، اِ) عنوان سرداران روم قدیم . (فرهنگ فارسی معین ). در روم سپهسالار قشون را امپراتور میخواندند. و در روزگاران بعد چون قیاصره ٔ روم
امپراتورفرهنگ انتشارات معین(اِ پِ) [ فر . ] ( اِ.) = امپراطور: 1 - عنوان فرمانروایان روم قدیم . 2 - شاهنشاه مقتدری که بر قلمروهای وسیعی سلطنت کند.
امپراطورفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پادشاه مقتدر و توانایی که بر کشوری پهناور یا مملکتی که از کشورها و ملتهای مختلف تشکیل شده، سلطنت داشته باشد؛ شاهنشاه.۲. [قدیمی] لقب سرداران بزرگ روم.
امپراتوریلغتنامه دهخداامپراتوری . [ اِ پ ِ ] (لاتینی ، حامص ) شاهنشاهی کردن . || سلطنت و حکومتی که در رأس آن امپراتور قرار دارد. || (اِ) مجموعه ٔ ممالک و نواحیی که تحت سلطنت امپراتو