امساءلغتنامه دهخداامساء. [ اِ ] (ع مص ) شبانگاه کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).در شبانگاه شدن . (ترجمان تهذیب عادل بن علی ). داخل در مسا (شبانگاه ) شدن بخلاف اصب
امصاعلغتنامه دهخداامصاع . [ اِ ] (ع مص ) اقرار کردن حق کسی را. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بحق کسی اقرار کردن . (از اقرب الموارد). || افکندن مادر بچه را. (منتهی الارب ) (نا
أَسْمَاءفرهنگ واژگان قرآناسمها ("اسم"بر لفظ دلالت کننده بر چیزی یا اوصاف آن چیز که نشانه ای برای آن شده اند،می گویند .اصل اين کلمه از ماده " سمه " اشتقاق يافته ، و سمه به معناي داغ و
اصباحلغتنامه دهخدااصباح . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ صبح ، بمعنی بامداد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بامدادها. (غیاث اللغات ) (تاج العروس ). قال اﷲ عزوجل : فالق الاصباح ؛ فراء گوید اگر اصب
يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْفرهنگ واژگان قرآنامساک می ورزند - بخل می ورزند ( قبض به معني گرفتن چيزي و کشيدن آن به طرف خويش است)