امتیازدیکشنری فارسی به انگلیسیasset, Brownie point, charter, concession, distinction, dividend, franchise, freedom, indulgence, liberty, odds, plus, point, prerogative, privilege, record
امتیازلغتنامه دهخداامتیاز. [ اِ ] (ع مص ، اِمص ) جدا شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (مؤید الفضلاء)(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). جدا شدن از یکدیگر. (ترجمان
امتیازفرهنگ انتشارات معین(اِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) برتری داشتن . 2 - (اِمص .) برتری ، مزیت . 3 - جواز، پروانه .
امتیازفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. برتری داشتن؛ مزیت داشتن.۲. (اسم) اجازهای که دولت برای احداث کارخانه یا استخراج معدن یا انتشار روزنامه یا برخی کارهای دیگر به کسی بدهد؛ پروانه؛ جواز.۳. (اسم)
اِجتيازٌدیکشنری عربی به فارسیعبور کردن , گذشتن , پشت گذاشتن , طي کردن , پيمودن , …… کشيدن , رنج بردن , کشيدن (درد , …) , غلبه کردن , مسلط شدن , …… يافتن , گذر (عبور کردن)
اجتيازُ هذهِ المرحَلَة الخَطِرَةدیکشنری عربی به فارسیگذر از اين مرحله خطرناک , پشت سر گذاشتن اين مرحله حسّاس