امتناعدیکشنری عربی به فارسیخودداري , پرهيز , خودداري از دادن راي , رياضت , پرهيز از استعمال مشروبات الکلي
امتناءلغتنامه دهخداامتناء. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) به مِن̍ی آمدن و فرود آمدن در آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). به منی شدن . (مصادر زوزنی ). || در ایام