امام رضالغتنامه دهخداامام رضا. [ اِ رِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان جایزان بخش رامهرمز شهرستان اهواز. واقع در 43 هزارگزی جنوب خاوری رامهرمز کنار رود کارون . در دشت قرار گرفته و گ
امام رضالغتنامه دهخداامام رضا. [ اِ رِ ] (اِخ ) علی بن موسی علیهما السلام . امام هشتم شیعه ٔ امامیه ٔ اثناعشریه . رجوع به علی ... شود.
إِمَامٍفرهنگ واژگان قرآنپيشوا-راه اصلي(در جمله"إِنَّهُمَا لَبِإِمَامٍ مُّبِينٍ "يعني منزلگاه قوم لوط و قوم ايکه ، هر دو بر سر بزرگ راهي قرار داشت . مقصود از اين راه ، آن راهي است که مد
امامفرهنگ مترادف و متضاد۱. معصوم ۲. ولی ۳. پیشرو، پیشوا، راهبر، راهنما، رهبر، شیخ، قاید، قدوه، قطب ۴. پیشنماز ≠ ماموم
اماملغتنامه دهخداامام . [ اِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ آم ّ. (متن اللغة). قصدکنندگان . (ناظم الاطباء). رجوع به آم شود.
رضالغتنامه دهخدارضا. [ رِ ] (اِخ ) لقب امام هشتم حضرت علی بن موسی بن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیه و علی آبائه آلاف التحیة و الثناء. (ناظم الاطباء). لقب علی بن موس
مَارُوتَفرهنگ واژگان قرآننام يكي از فرشتگان (در روايتي از امام رضا عليه السلام آمده است كه :هاروت و ماروت دو فرشته بودند که سحر را به مردم ياد دادند ، تا بوسيله آن از سحر ساحران ايمن بو
هَارُوتَفرهنگ واژگان قرآننام يکي از فرشتگان (در روايتي از امام رضا عليه السلام آمده است که :هاروت و ماروت دو فرشته بودند که سحر را به مردم ياد دادند ، تا بوسيله آن از سحر ساحران ايمن بو
معینرضافرهنگ نامها(تلفظ: moein rezā) (عربی) کمک کننده و یاور رضا؛ (به مجاز) دوستدار و محب امام رضا (ع) .
امام زاده ابراهیملغتنامه دهخداامام زاده ابراهیم . [ اِ دَ / دِ اِ ] (اِخ ) امام زاده ای است در شهر آمل مازندران ، واقع در محله ٔ گرجی که بسیار مورد احترام است . سلسله ٔ نسب وی ابراهیم بن اما