اماراتلغتنامه دهخداامارات . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اَمارة. علامتها و نشانها. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از مهذب الاسماء) : اگر شغل هارون کفایت شود و ان شأاﷲ که شود، سخت زود که امارات
اماراتفرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] (اِ.) جِ اماره (امارت ). 1 - ولایت ها. 2 - فرمانفرمایی ها،سرداری ها.
عماراتلغتنامه دهخداعمارات . [ ] (اِخ ) نام فرقه ای است از علایا، از لیاثنة در وادی موسی . اصل آنان از قریه ٔ ادنی از اعمال خلیل است . (از معجم قبائل العرب عمر رضا کحالة ج 2 ص 822
عماراتلغتنامه دهخداعمارات . [ ] (اِخ ) نام بطنی است که به دهامشة منسوبند و در حماة بسر برند. (از معجم قبائل العرب عمر رضا کحالة ج 2 ص 822 از عشائرالشام وصفی زکریا ج 2 ص 151).
عماراتلغتنامه دهخداعمارات . [ ] (اِخ ) نام عشیره ای است از عَنَزة. این عشیره در حدود چهارهزار خانه و یازده هزار خیمه دارند. و منازل آنان در ساحل فرات قرار گرفته و از شمال محدود اس
عماراتلغتنامه دهخداعمارات . [ ع ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چمچمال بخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاه ، واقع در 14هزارگزی جنوب باختری صحنه و 10هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ کرمانشاه به همدان