الیناواژهنامه آزادنعمت و فراوانی برای ما (پشه ای) الینا. [اَ لِ] نام قبیلۀ پشه ای های امروزی، و نیز نام بزرگ قبیلۀ قدیم آریایی که اجداد پشه ای های امروزی بودند. و معنای آن در زب
الینافرهنگ نامها(تلفظ: elinā) (عربی) (الی = نیکویی ، نعمت + نا = ضمیر اول شخص جمع در عربی) نیکویی و نعمت برای ما .
الیناءلغتنامه دهخداالیناء. [ اَل ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لَیِّن .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به لَیِّن شود.
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
الیناءلغتنامه دهخداالیناء. [ اَل ْ ی ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ لَیِّن .(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به لَیِّن شود.
علی سخومیلغتنامه دهخداعلی سخومی . [ ع َ ی ِ ؟ ] (اِخ ) ابن صلاح الدین سخومی . محدث بود. او راست : منهل الینابیع، که شرح مصابیح السنه ٔ بغوی است ، و در سال 762 هَ . ق . از تألیف آن ف
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن لقیط النخعی . محدث است و از عمر روایت دارد و پسر او حنش از وی روایت کند. حارث زمان پیغمبر(ص ) را دریافته است و ابن سعد گوید حارث جنگ قا
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ ) ابن حاطب بن حارث بن معمربن حبیب بن وهب بن حذافةبن جمح القرشی الجمحی . صحابی است و از پیغمبر (ص ) روایت دارد و روایت او را ابوداودو نسائی ضب
ارثلغتنامه دهخداارث . [ اِ ] (ع مص ) میراث یافتن . (تاج المصادر بیهقی ). میراث بردن : انا نحن نرث الارض و من علیها و الینا یرجعون . (قرآن 40/19). بعضی بطریق ارث دست در شاخی ضعی