الیماواژهنامه آزادسرزمین کوهستانی و بر گرفته از نام ایلام و قوم ایلامیان است که احتمالا کهن ترین نژاد سرزمین بختیاری ها بوده است ار اقوام باستانی ساکن در کهکیلویه و بویر احمد فعل
علیم الغتنامه دهخداعلیم ا. [ ع َ مُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن عتیق اﷲبن فضل اﷲ بلخی سرهندی حنفی (1109 - 1202 هَ . ق .). صوفی و فقیه بود. او راست : 1- زبدةالروایات ، در فروع فقه . 2- نزه
الیماسلغتنامه دهخداالیماس . [ اَ ] (اِخ ) باریشوع ، یا علیمیای جادوگر، پیغمبر کاذبی بود. (قاموس کتاب مقدس ذیل الیماس و باریشوع ).
جیفان الیمامةلغتنامه دهخداجیفان الیمامة. [ نُل ْ ی َ م َ ](اِخ ) نام پنج موضع است : جائف الصوت ، جائف السقطه ، جائف الرخیل ، جائف الوبیلی و جائف الشجر. (منتهی الارب ).
شعری الیمانیةلغتنامه دهخداشعری الیمانیة. [ ش ِ رَل ْ ی َ نی ی َ ] (اِخ ) شعری العبور. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شعرای یمانی شود.
صحیرات الیماملغتنامه دهخداصحیرات الیمام . [ ص ُ ح َ تُل ْ ی َ ] (اِخ ) نام جائی است . (منتهی الارب ). رجوع به صخیرات و صخیرات الثمام شود.
الیماسلغتنامه دهخداالیماس . [ اَ ] (اِخ ) باریشوع ، یا علیمیای جادوگر، پیغمبر کاذبی بود. (قاموس کتاب مقدس ذیل الیماس و باریشوع ).
جیفان الیمامةلغتنامه دهخداجیفان الیمامة. [ نُل ْ ی َ م َ ](اِخ ) نام پنج موضع است : جائف الصوت ، جائف السقطه ، جائف الرخیل ، جائف الوبیلی و جائف الشجر. (منتهی الارب ).
شعری الیمانیةلغتنامه دهخداشعری الیمانیة. [ ش ِ رَل ْ ی َ نی ی َ ] (اِخ ) شعری العبور. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شعرای یمانی شود.