الیعازرلغتنامه دهخداالیعازر. [ اَ زَ ] (اِخ ) نام پیغمبری که «یهوشافاط» را توبیخ کرد. (قاموس کتاب مقدس ).
الیعازرلغتنامه دهخداالیعازر. [ اَ زَ ] (اِخ ) نام رئیس بنی راؤبین که در ایام داود بود. (قاموس کتاب مقدس ).
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
اللغتنامه دهخداال . [ اُل ل ] (ع اِ) نخستین و از ماده ٔ اول نیست . (منتهی الارب ). || ما له اُل ّ و غل ّ؛ یعنی نیست او را چیزی از تفتگی و بی آرامی . (منتهی الارب ).
صادوقلغتنامه دهخداصادوق . (اِخ ) پسر اخیطوب از خانواده ٔ الیعازر و یکی از دو کاهن بزرگ که در ایام داود بودند که در دوم سموئیل 8:17 و اول تواریخ ایام 24:3 و 6 و 31 اخیمالک ابن ابی
ابیالغتنامه دهخداابیا. [ ] (اِخ ) (خداوند پدر من است ) چهار نفر در یهود بدین اسم خوانده شده اند: اول بانی خانواده ای که مابین نسل هارون و الیعزر بود. دوم پسر یربعام نخستین پادشا
ارثلغتنامه دهخداارث . [ اِ ] (ع مص ) میراث یافتن . (تاج المصادر بیهقی ). میراث بردن : انا نحن نرث الارض و من علیها و الینا یرجعون . (قرآن 40/19). بعضی بطریق ارث دست در شاخی ضعی