الیدلغتنامه دهخداالید. [ اِ ] (اِخ ) نام ناحیه ای از یونان قدیم که شهر عمده ٔ آن المپی مرکز بازیهای المپیک بود. امروزه ایالتی است از یونان و دارای 130200 تن سکنه است . مرکز آن پ
الیدلغتنامه دهخداالید. [ اُ ل َی ْ ی ِ ] (ع ص مصغر) مصغر اَلَندَد است . (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). رجوع به اَلَدّ و الندد شود.
آلیدادفرهنگ انتشارات معین[ فر. ] (اِ.) خط کشی مدرج ، دارای آلتی برای رویت و آن برای اندازه گیری زوایا به کار می رود، ذوعضادتین .
ذات الیدلغتنامه دهخداذات الید. [ تُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) ملک ید. مال . مملوک . ثروت . حریشه . دارائی : از ذات الید خویش آنچه مکنت داشت هریک را مراعات کرد تا همگان راضی شدند. (ترجمه
ذات الیدلغتنامه دهخداذات الید. [ تُل ْ ی َ ] (ع اِ مرکب ) ملک ید. مال . مملوک . ثروت . حریشه . دارائی : از ذات الید خویش آنچه مکنت داشت هریک را مراعات کرد تا همگان راضی شدند. (ترجمه
تحت الیدلغتنامه دهخداتحت الید. [ ت َ تَل ْ / تُل ْ ی َ ] (از ع ، ص مرکب ، اِ مرکب ) آنچه را که مالک باشند و هم کنایه از زیردستان . (انجمن آرا).