الگزیرلغتنامه دهخداالگزیر. [ اَ گ ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سلطانیه بخش مرکزی شهرستان زنجان ، در 21 هزارگزی جنوب خاوری سلطانیه و 9 هزارگزی جنوب شوسه ٔ زنجان - قزوین . کوهستان و
آلفرهنگ مترادف و متضاد۱. اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل ۲. احمر، سرخ، قرمز ۳. پری، جن، زائوترسان ۴. سراب
اللغتنامه دهخداال . [ اُ ] (ترکی ، ضمیر) او، ضمیر غائب . (برهان ). ترکی است یعنی او. (شرفنامه ٔ منیری ).
اللغتنامه دهخداال . [ اُل ل ] (ع اِ) نخستین و از ماده ٔ اول نیست . (منتهی الارب ). || ما له اُل ّ و غل ّ؛ یعنی نیست او را چیزی از تفتگی و بی آرامی . (منتهی الارب ).
گزیرشلغتنامه دهخداگزیرش . [ گ ُرِ ] (اِمص ) گزارش مفسر : و ما تغنی الاَّیات و النذر؛ و چه غنا کند و گزیرش آیات و دلالات . (قرآن 101/10 از تفسیر ابوالفتوح رازی چ جدید ج 3 ص 364).
علاجلغتنامه دهخداعلاج . [ ع ِ ] (ع مص ، اِمص ) درمان . (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) : در کتب طب آورده اند که فاضلترین ِ اطباء آن است که بر علاج ازجهت ثواب آخرت مواظبت نماید. (ک
گزیردنلغتنامه دهخداگزیردن . [ گ ُ دَ ] (مص ) چاره کردن و گزردن . (آنندراج ) : که این بسته [ ضحاک ] را تا دماوند کوه ببر همچنین تازیان بی گروه که نگزیرد از مهتری بهتری سپهبدنژادی و
ملتدلغتنامه دهخداملتد. [ م ُ ت َدد ] (ع اِ) چاره و گزیر. و گویند: ما له عنه ملتد؛ ای بد. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ). ماله عنه مُحتَدّ و لا ملتد؛ او را از آن
ابوالحسنلغتنامه دهخداابوالحسن . [ اَ بُل ْ ح َ س َ ] (اِخ ) علی النقی یا علی الهادی العسکری بن محمد الجوادبن علی بن موسی الرضا علیهم السلام . دهمین ِ ائمه ٔ اثناعشر امامیه و پدر اما